دانلود آهنگ شب گذشت و تب گذشت و عمر رفته برنگشت معین

آهنگ شب گذشت و تب گذشت و عمر رفته برنگشت معین

متن آهنگ شب گذشت و تب گذشت و عمر رفته برنگشت معین

شب گذشت و تب گذشت و عمر رفته برنگشت

نو بهاری تازه آمد داغ لاله تازه گشت

نم نم باران غباران هوا را شسته بود

با نم شبنم پر پروانه ها آغشته بود

بر حریر خاطره دست توان سرنوشت

خاطرات تلخ و شیرین را کنار هم نوشت

تا نوشت از راه رسیدم راه خود بیراهه دیدم

با همه بشکسته بالی سر به زیر پر کشیدم

افتاده در بندم من اسیرم من اسیرم من اسیر

وامانده در راهم ای خدا دستم بگیر دستم بگیر

کشتی توانم را روزگار ای روزگار ای روزگار

وامانده در راهم ای خدا دستم بگیر دستم بگیر

دست فرمان طبیعت کشته من را با حقیقت

با همه نامهربانی می دهد بر من نصیحت