آهنگ من به فكر خستگی های پر پرنده هام تو بزن تبر بزن


متن آهنگ من به فكر خستگی های پر پرنده هام ابی

توی تنهايی يک دشت بزرگ

كه مثل غربت شب بی انتهاست

يه درخت تن سياه سربلند

آخرين درخت سبز سرپاست

رو تنش زخمه، ولی زخم تبر

نه يه قلب تير خورده، نه يه اسم

شاخه هاش پر از پر پرنده هاست

كندویِ پاکِ دخيل و طلسم

چه پرنده ها كه تو جاده كوچ

مهمون سفره ی سبز اون شدن

چه مسافرا كه زير چتر اون

به تن خستگيشون تبر زدن

تا يه روز تو اومدی بی خستگی

با يه خورجين قديمیِ قشنگ

با تو نه سبزه، نه آينه بود، نه آب

يه تبر بود با تو با اهرم سنگ

اون درخت سربلند پرغرور

كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم، منم!

اون درخت تن سپرده به تبر

كه واسه پرنده ها دلواپسه منم، منم!

من صدایِ سبزِ خاکِ سربی ام

صدايی كه خنجرش رو بخداست

صدايی كه توی بهتِ شبِ دشت

نعره ای نيست ولی اوجِ يک صداست

رقص دست نرمت ای تبر به دست!

با هجوم تبر گشنه و سخت

آخرين تصوير تلخ بودنِ

توی ذهنِ سبزِ آخرين درخت

حالا تو شمارش ثانيه هام

كوبه های بی امونه تبره

تبری كه دشمنِ هميشه ی

اين درختِ محكم و تناوره

من به فكر خستگی های پٙر پرنده هام

تو بزن، تبر بزن!

من به فكرِ غربتِ مسافرام

آخرين ضربه رو محكمتر بزن!

من به فكر خستگی های پر پرنده هام

تو بزن تبر بزن!

من به فكرِ غربتِ مسافرام

آخرين ضربه رو محكمتر بزن!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *