آهنگ در این آشفته بازار هیاهو حقیقت تلخ و نامعلوم گم شد داریوش

آهنگ در این آشفته بازار هیاهو حقیقت تلخ و نامعلوم گم شد داریوش

آهنگ در این آشفته بازار هیاهو حقیقت تلخ و نامعلوم گم شد


متن آهنگ آشفته بازار از داریوش

یکی با خنده آمد از پس راه

یکی با گریه ای مغموم گم شد

در این آشفته بازار هیاهو

حقیقت تلخ و نامعلوم گم شد

دلم تنگ است

دلم میسوزد از باغی که میسوزد

نه دیداری نه بیداری

نه دستی از سر یاری

مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شکستیم

به جز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

نفهمیدیم به دنبال جه هستیم

عجب آشفته بازاری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

چه رنجی از محبتها کشیدیم

برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا در آن همه چشم

ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبکباران ساحلها ندیدند

به دوش خستگان باری است دنیا

مرا در موج حسرتها رها کرد

عجب یار وفاداری است دنیا

عجب آشفته بازاری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست

عجب فرسوده دیواری است دنیا

عجب دریای طوفانی است دنیا

عجب خواب پریشانی است دنیا

عجب یار وفاداری است دنیا

ترانه آهنگ آشفته بازار از داریوش 

عجب فرسوده دیواری است دنیا

عجب دریای طوفانی است دنیا

عجب خواب پریشانی است دنیا

عجب یار وفاداری است دنیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *